اقوال علما در باره سن عايشه در هنگام ازدواج با رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مختلف و متفاوت است ، برخي از علماي اهل سنت از قول خود عايشه تا شش سال نيز ذكر كردهاند !؛ اما شواهد وجود دارد كه سن عايشه بيش از آن بوده كه خود ادعا كرده است .
اولاً : ابن اسحاق ، عايشه را از جمله كساني شمرده است كه در اول بعثت ايمان آورده و گفته است :
وهي يومئذ صغيرة .
او (عايشه ) در آن هنگام خردسال بود .
اگر ما سن عايشه را در زمان بعثت هفت سال بدانيم ، وي در هنگام ازدواج با رسول خدا ، 17 سال و در هنگام هجرت به مدينه 20 سال داشته است .
ثانياً : عايشه پيش از آنكه با پيامبر ازدواج كند ، در عقد شخص ديگري به نام جبير بن مطعم بوده است ؛ چنانچه ابن سعد در الطبقات الكبري مينويسد :
عن عبد الله بن أبي ملكية قال خطب رسول الله صلى الله عليه وسلم عائشة بنت أبي بكر الصديق فقال إني كنت أعطيتها مطعما لابنه جبير فدعني حتى أسلها منهم فاستسلها منهم فطلقها فتزوجها رسول الله صلى الله عليه وسلم .
الطبقات الكبرى - محمد بن سعد - ج 8 - ص 59 .
عبد الله بن أبي مليكه ميگويد : رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از عايشه دختر ابوبكر خواستگاري كرد ، ابو بكر گفت : من عايشه را به جبير بن مطعم دادهام ، به من اجازه دهيد تا آنها را منصرف كنم . ابوبكر آنها را منصرف كرد و طلاقش را گرفت ، سپس رسول خدا با او ازدواج كرد .
گرفته شده از سایت ولی عصر
بسم الله الرحمن الرحیم
امام واسطه فیض
امامت در نزد شیعه اصولی از اصول دین می باشد و هرکس به آن قائل نباشد از شیعیان نخواهد بود . ما برای اثبات این نظریه خود دلایل زیادی داریم . در اینجا یک دلیل از آن همه ادله را ذکر میکنم که از ادله عقلی می باشد . ان شاء الله ادله کامل ( عقلی , قرآنی , روایی ) در کتابی با عنوان امامت عامه از دیدگاه امامیه و پاسخ به شبهات از نویسنده همین وبلاگ در آینده نزدیک منتشر خواد شد . ان شاء الله
یک از براهین فلسفی بر ضرورت عقلی امامت که صبغه عرفانی نیز دارد ،لزوم واسطه فیض است.(1) هدف غایی نفس انسانی، نیل به کمالات ماوراء الطبیعه و اتصال به عالم غیب وتخلق به اخلاق الله است. خداوند، کشش و میل به سوی این هدف را در فطرت انسان قرار داده است.اگر انسان، در خودش ، نیک تعمق کند، چنین میلی را وجدان خواهد کرد و خواهید دید که زبان فطرت ،او راهمواره به سوی کمالات لایق او فرا می خواند. طریق وصول به این کمالات ،همان صراط مستقیم است که توسط شرایع آسمانی ارائه شده است. از طرفی، پیمودن صراط مستقیم ، بدون راهنما امکان ندارد. از سوی دیگر، کسی می تواند در این مسیر،راهبری را به عهده گیرد که خود،این راه را رفته و به هدف غایی ، واصل شده باشد. لازم است در میان نوع انسانی ، چنین فردی برگزیده ، وجود داشته باشد تا رابطه فیض میان عالم ربوبی و جهان انسانی گردد؛و گرنه حرکت استکمالی نوع انسانی ، بی غایت خواهد بود و میان عالم ربوبی و نوع انسانی ، ارتباطی نخواهد بوده بدیهی است که نوع بی غایت ، ضرورتاً محکوم به انقراض است . این فرد برگزیده ، دراصطلاح شرع ، امام نامیده می شود.(2)
پی نوشت ها
1- تفسیر المیزان / علامه طباطبایی
2- تفسیر نورالثقلین
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
در گذشت عالم ربانی وملکوتی استاد اخلاق و عرفان عالم جلیل القدر آیت الله مجتهدی تهرانی را به ساحت مقدس صاحب الزمان و نایب ایشان ولایت مطلقه فقیه امین الاسلام آیت الله امام خامنه ای و تمام مراجع تقلید و مومنان تسلیت عرض می کنم
شادی روح این عالم بزرگوار رحم الله من قرا سوره المبارکه الفاتحه
بسم الله الرحمن الرحیم
فقهای مذاهب اهل سنت : احناف در ردیف سگ هستند!!!!!
آیا صحیح است که شما احناف ( پیروان امام ابوحنیفه) از نظر فقهای سائر مذاهب ، شافعی ، حنبلی ، مالکی بی ارزش و ردیف سگ هستید و چنین فتوی می دهند که اگر طعامی نجس شود خوردن آن جایز نیست و فقط می توان آنرا جلو سگ و یا حنفی مذهب انداخت .
چنانکه ابن القاسم در شرح خود می گوید : إذا صبّت قطرة نبیذ فی طعام ، یرمی الی الکلب او إلی حنفی . ( شرح ابن قاسم ج 1 ص 152 )
وقتی از شما می پرسیم فرقه ناجیه کدام فرقه هست می گوید اهل سنت و جماعت در حالی که فقهای شما یکدیگر را به این شکل رد می کنند وا قعا فرقه ناجیه چه کسی هست ؟
شجره نسب عمر بن خطاب
لعنة الله گفت : «أیها الناس ! تعلموا أنسابکم أرحامکم ولایسألنی أحد ما وراء الخطاب »
یعنی ؛ ای مردم ! نسب خود را یاد بگیرید و کسی از قبل از خطاب از من سئوال نکند ( تاریخ المدینة المنورة ج 3 ص 797)
صهاک ..........● نفیل : با مادر خود صهاک زنا کرد و خطاب بدنیا آمد.
عمر ( علیه ما یستحق )
پیامبر فرمود: لایبغضک یا علی إلا ولد الزنا ؛ (أسنی المطالب ص 58)
هرکه را علی بود کینه در سخن
خارجی دارش و نیست از پدرش
پسر را اسیر دامن مادرش نمای
و نیست او را پدر در کمرش
ان شاء الله قصد داریم شجره نامه دشمنان امام علی یکی یکی بحث کنیم .
بسم الله الرحمن الرحیم
امام زمان در حدیث ثقلین
پیامبر مکرم و معظم اسلام آخرین ظرف نزول وحی آسمانی برای هدایت مخلوقات خاکی و غیر خاکی از طرف محبوب دلهای فطرت جو ارسال شد . و با خود پیامی جاودان آورد مانند پیام جدّ خود خلیل . و آنرا یادگاری از خود برای تمام خلایق به جا نهاد .
آنچه را برای رسیدن به کمال حقیقی نیاز بود تا جایی که عمر شریفش اذن داد بیان کرد . اما مهربانیش که از پدر بیشتر است به او اجازه نداد با رفتن خود فرزندانش را رها کند و آنها را بی هادی رها سازد . و مانند پیشیان خود برای جامعه یادگاری به عنوان وصی نصب کرد . و در وصفشان چه زیبا فرمود : « من در میان شما دو دو چیز گران بهاء (ثقلین) را به جا می زارم یکی قرآن و دیگری اهل بیتم و تا زمانی که به آن دو چنگ بزنید گمراه نخواهید شد و آن دو از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر به جوارم آیند ».
سخنی کوتاه گفت اما پر معنا و پر مغز . حقا که خدا آگاهتر است که رسالت خود را در نزد چه کسانی امانت بگزارد .
این گفتار پیامبر اعظم صلی الله علیه واله که طبق نص قرآنی لاینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی ، کلام خداوند می باشد دلالت بر چند موضوع می کند :
الف : انتخاب جانشین توسط ایشان
ب : مرجع بودن جانشینان ایشان
ج : پاک بودن از هرنوع رجس و پلیدی ، در اصطلاح معصوم بودن
د : دائمی بودن امامت به عبارت دیگر وجود امام در تمام دورانها
در این مقاله کوتاه قصد براین شده این چهار نکته را بر امام زیبایی ها گل زهرای مرضیه تطبیق داد . اما طبق روش علما در مباحث حدیثی اول سند این حدیث که معروف به حدیث ثقلین می باشد را بررسی می کنیم .
راویان حدیث
حدیث ثقلین را 43 نفر از صحابه نقل کرده اند:
1. امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام
2. امام حسین مجتبی علیه السلام
3. فاطمه زهرا سلام الله علیها
4. جابر بن عبدالله انصاری
5. انس بن مالک
6. عمروبن عاص
7. سلمان فارسی
8. عمر بن خطاب
و ...
همچنین نوزده نفر از تابعین حدیث ثقلین را نقل کرده اند که از آن جمله :
1. عامر بن واثله
2. عطیه بن سعد عوفی
3. حارث همدانی
4. أصبغ بن نباته
5. عبدالله بن ابی رافع
و …
ایضا در قرون مختلف تعداد زیادی از علما و بزرگان اهل سنت این حدیث را نقل کرده اند :
در قرن دوم 36 نفر از آن جمله سعید بن مسروق ثوری و ابواسحاق سبیعی و ابو حیان تیمی و …
در قرن سوم 69 نفر از جمله بخاری در التاریخ الصغیر ج 3 ، ص 96 و مسلم در صحیح خود ج 2 ص 362 ح 2408 و …
در قرن چهارم 38 نفر ؛ از آن جمله احمد بن شعیب نسائی در سنن خود ؛ خصائص ص 21 و طبرانی در المعجم الصغیر ج 1 ص 131 ؛ المعجم الکبیر ج 3 ص 63 و …
در قرن پنجم 21 نفر از جمله حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 90 و ابونعیم اصفهانی در حلیه الاولیاء ج 1 ص 355
در قرن ششم 24 نفر ؛ از جمله بغوی در مصابیح السنه ج 2 ص 205 و خوارزمی در المناقب ص 200 و …
در قرن هفتم 21 نفر ؛ از جمله فخرالدین رازی در مفاتیح الغیب ج 3 ص 18 و محب الدین طبری در ذخائر العقبی ص 16 و …
در قرن هشتم 24 نفر ؛ از جمله ابن تیمیه حرّانی در منهاج السنه ج 4 ص 85 و سعدالدین تفتازانی در شرح المقاصد ج 2 ص 221 و …
در قرن نهم 8 نفر ؛ از جمله عسقلانی در فتح الباری و فیروزآبادی در القاموس المحیط ماده ثقل و …
در قرن دهم 20 نفر ؛ از جمله سیوطی در الدرالمنثور ج 2 ص 60 و شهاب الدین قسطلانی در المواهب اللدنیه ج 7 ص 7 و …
در قرن یازدهم 10 نفر ؛ از جمله مناوی در فیض القدیر ج 2 ص 174 و حلبی در السره الحلبیه ج 3 ص 8 و …
در قرن دوازدهم 18 نفر ؛ از جمله زرقانی در شرح المواهب اللدنیه ج 7 ص 4 و شبراوی در الإتحاف بحب الأشراف ص 6 و …
در قرن سیزدهم 11 نفر ؛ از جمله قندوزی در ینابیع الموده ص 27 و 41 و رشیدالدین خان دهلوی در الحق المبین فی فضائل اهل بیت سید المرسلین و …
در قرن چهاردهم 16 نفر ؛ از جمله زینی دحلان در السیره الحلبیه ج 3 ص 300 و شیخ محمود ابوریه در أضواء علی السنه المحمدیه ص 404 و …(108 )
تصحیح حدیث ثقلین
حدیث ثقلین را از طرق مختلف می توان تصحیح نمود :
1. وجود حدیث در صحاح
الف ) وجود حدیث در « صحیح مسلم » که اهل سنت به صحت تمام احادیث آن قائلند .(106)
ب) وجود حدیث در «صحیح ترمذی »
ج)وجود حدیث در «صحیح ابن خزیمه»
د) وجود حدیث در «صحیح ابی عوانه»
2. وجود حدیث در کتابهایی که درباره صحاح سته نوشته شده است :
الف) حاکم «المستدرک علی الصحیحین»
ب) حمیدی «الجمع بین الصحیحین»
ج)رزین عبدری «تجریدالصحاح».
3.وجود حدیث در کتبی که مؤلفان آن التزام به نقل احادیث صحیح داده اند :
الف) علامه سراج الدین فرغانی «نصاب الأخبار»
ب)حافظ ضیاء الدین مقدسی «المختاره» ؛ سیوطی از حافظ عراقی نقل می کند : مقدسی کتابی را به نام «المختاره» تألیف کرد و در آن التزام داد که تنها احادیث صحیح السند را نقل کند.
برای اثبات صحیح بودن این حدیث به نقل سندهای آن از طریق اهل سنت اکتفا می کنیم و از ذکر منابع این حدیث در کتب تشیع خودداری می کنیم .
نکات حدیث :
همان طوری که گفته شد حدیث ثقلین بر چهار نکته دلالت می کند .(البته باید توجه داشت این نکات به عقل قاصر این حقیر رسیده است و ممکن است نکات دیگری باشد که این سرتا پا تقصیر متوجه آن نشده باشم. ) در ادامه این نوشتار به شرح وتبیین آن نکات می پردازیم . ان شاء الله .
الف : انتخاب جانشین توسط ایشان
با نظری گذرا بر زندگی رسول اعظم صلی الله علیه واله مشاهده می شود که ایشان نیز مانند دیگر پیامبران قبل از خود جانشینی و امامی برای جامعه معرفی کرده است از آن جمله همین حدیث ثقلین می باشد .
در این حدیث مشاهده می شود پیامبر مردم را بعد از خود به دو چیز راهنمایی می کند و از امت می خواهد برای هدایت و ماندن بر صراط مستقیم به آنان تمسک کنند یکی قرآن و دیگری اهل بیت . همین ارجا دادن به اهل بیت نشان می دهد که ایشان بعنوان جانشین ایشان است . این امر آن قدر واضح و آشکار است که مخالفین هم آنرا قبول دارند .
امام زمان مهدی زهرا روحی له الفداء طبق همین بیان رسول الله صلی اله علیه واله جانشین و وصی ایشان می باشد . این گفتار ما با حدیث مشهوری که صحیح مسلم آورده اثبات می شود ، صحیح مسلم روایت کرده است که جابر گفت : از رسول خدا صلی الله علیه واله شنیدم که دین همیشه زنده است ، تا آنکه قیامت فرا برسد. و برای مردم دوازده خلیفه خواهد بود ، که همه آنان قریشی اند.
تعداد دوازده فقط با اندیشه شیعه سازگاری دارد . پس امام زمان حجه بن الحسن روحی له الفداء دوازدهمین خلیفه روی زمین واجب الاتباع است .
ب : مرجع بودن جانشینان ایشان
این حدیث بر مرجعیت دینی اهل بیت و حجیت سنت آنان دلالت دارد . تعبیر به ما إن تمسکتم بهما که به صورت مطلق آمده و به مورد خاصی تقیید نخورده دلالت بر جامعیت و کمال علی الاطلاق کتاب و عترت دارد . 1
امام زمان روحی له الفداء نیز بعنوان آخرین پیشوا مرجع می باشد و تمام قول و فعل و تقریر ایشان حجت خداوند است بر بندگان .
ابن حجر از علمای اهل سنت می گوید : کل منهما معدن العلوم اللدنیه و الحکم العلیه و الأحکام الشرعیه ؛ یعنی هر کدام از کتاب و عترت معدن علوم لدنی و حکمت های بزرگ و عالی و احکام شرعی اند . 2
ج : پاک بودن از هرنوع رجس و پلیدی ، در اصطلاح معصوم بودن
از جمله اموری که به وضوح از حدیث شریف استفاده می شود عصمت امام زمان است ، این مطلب را از چند موضع حدیث می توان اثبات کرد :
الف : اقتران ایشان به کتاب خدا ؛
ب ؛ همان طور که گفتیم این حدیث دلالت بر جانشین پیامبر دارد و پیامبر معصوم است و باید جانشین ایشان مانند خود ایشان معصوم باشد پس جانشین پیامبر معصوم است .
ج ؛ پیامبر کتاب و عترت را جدا نشدنی اعلام فرمودند این عدم افتراق کنایه ایز این دارد که عترت با هیچ یک از دستورات قرآن مخالفت نمی کند در نتیجه گناه از ایشان سر نمی زند .
د : دائمی بودن امامت به عبارت دیگر وجود امام در تمام دورانها
تعبیر به لن یفترقا حتی یردا علی الحوض دلالت بر بقای عترت طاهره تا روز قیامت دارد؛ زیرا در صورتی که زمان از عترت خالی باشد ، لازم می آید بین کتاب و عترت افتراق و جدایی حاصل شود و این معنا با صریح حدیث در عدم افتراق و جدایی بین آن دو منافات دارد . 3
ابن حجر می گوید : و فی احادیث الحث علی التمسک بأهل البیت اشاره إلی عدم انقطاع متأهل منهم للتمسک به إلی یوم القیمه کما إن الکتاب العزیز کذلک و لهذا کانوا امانا لاهل الارض ... یعنی در این حدیث اشاره به جدا نشدن کسانی از اهل بیت با قرآن است که اهلیت برای تمسک به او تا روز قیامت داشته باشند ؛ همان گونه که کتاب عزیز این چنین است . در روایات آمده است که اهل بیت امان برای اهل زمینند 4 .
پس طبق این حدیث امامی که در نزد ما شیعیان نام ایشان وجود دارد در قید حیات می باشد . این روایت که مورد قبول تمام فرق اسلامی است سندی محکم و استوار برای احتجاج بر مخالفین می باشد .
والسلام
اقل الطلاب
عادل فریحی
پی نوشتها
1- مرجعیت دینی اهل بیت ص 134
2- صواعق المحرقه ص 149
3- مرجعیت دینی اهل بیت ص 136
4- صواعق المحرقه ص 149

پندی از نهج البلاغه
و فى القرآن نبا ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم و ما بينكم. (نهج البلاغه )
ترجمه:
سرگذشت نسلهاى پيشين شما، و خبرهاى مربوط به نسلهاى آينده شما، و احكام و دستورات به امورى كه بين شما جارى است، همه در قرآن آمده است.
شرح:
آنچه انسان، در زندگى اين جهانى خود به آن نيازمند است، بطور كلى، خارج از اين سه مورد نيست:
* نخست، ميخواهد بداند كه پدران و مادران و نياكان او، در گذشته، چگونه بودهاند، چگونه زيستهاند، چهها مىانديشيدهاند،
* آن گناه مىخواهد بداند پس از مرگ او، دنيا چه صورتى خواهد داشت، و نسلهاى آينده در چه اوضاع و شرايطى خواهند زيست، و احوال آنها، در دنياى آينده چگونه خواهد بود.
* و سپس مىخواهند بداند: در حال حاضر، در دوران بين گذشته و آينده، كه خود در آن زندگى ميكند، با مردم چگونه بايد رفتار كند، و امورى را كه بين او و ديگران جارى است، چگونه سر و سامان دهد، تا به راه نادرست نرود و به طريق آسايش و رستگارى گام بردارد
قرآن مجيد، كلام الهى و آسمانى ما مسلمانان، كتاب سازنده و روشنگرى است كه اين سه موضوع مهم و حياتى را، براى ما، به روشنى و بدون ترديد يا ابهام، توضيح داده است.
پس ما، اگر مىخواهيم با درك و آگاهى زندگى كنيم و در منجلاب و گمراهيها فرو نرويم، و به سوى سعادت گام برداريم، بايد قرآن را به دقت بخوانيد، معنى آن را درك كنيم، و مفاهيم آن را دستور زندگى خويش قرار دهيم، و احكام آن را به كار بنديم.
نام كتاب: پندهاى كوتاه از نهجالبلاغه
نويسنده : هئيت تحريريه بنياد نهجالبلاغه
| افشاي توطئهاي خطرناک در بازسازي حرمين عسگريين(ع) |
|
امضاء کنندگان متعهد شدند در برابر تلاشهاي دولت براي بازسازي حرمين عسکريين عليهما السلام مقاومت کنند مگر آنکه دولت با برخي از شرايط آنان موافقت کند: نام حرمين به مسجد بزرگ سامرا تغيير داده شود. مرقد توسعه نيابد و در همين محدوده کنوني بازسازي شود. گنبد و مناره هاي مرقد طلاکوب نشود. ... کشف سندي خطرناک متعلق به موضوع بازسازي حرمين عسکريين عليهما السلام در سامرا، از دفتر عدنان دليمي رهبر بزرگترين ائتلاف سني هاي پارلمان عراق، سبب شگفتي محافل سياسي اين کشور شد. منبع خبر: شبکه خبر |
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی کوتاهی در معنای حدیث غدیر
حدیث غدیر، با نشانه هایی که در خود آن و خارج از آن وجود دارد؛ چنان چشمگیر است که هر انسان با انصافی را متوجه خود می سازد و از آن به روشنی بر می آید که امیر مومنان حضرت علی علیه السلام نخستین جانشین پیامبر اسلام (ص) بوده است.
اینک به توضیح و گشودن برخی از آن نشانه ها و شواهد می پردازیم :
1- کلمه ی مولی که دراین حدیث به چشم می خورد، از روشنترین کلماتی است در این زمینه به کار گرفته شده است.
«مولی» دراین حدیث یعنی کسی که دارای مقام ولایت و امامت ورأی و فرمان است و خواسته اش بر همه ی خواسته ها مقدم ؛ به این دلیل که پیامبر پیش از جمله «من کنت مولاه» فرمود:«ایها الناس من اولی الناس بالمومنین من انفسهم ؟مردم چه کسی به مومنان از ایشان سزاوارتر است؟»
معنای اولویت پیامبر (ص) آنستکه خواسته ی او بر خواسته ی مردم پیشی جوید و هر چه بگوید و انجام دهد ، برای مردم حجت باشد و مردم پیروی کنند و درحقیقت برمردم ولایت وسرپرستی داشت باشد . حال می گوییم : همان طور که در جمله ی پیشین ، صحبت ازاولویت و ولایت پیامبر(ص) است ؛ در جمله ی بعدهم باید صحبت از ولایت و اولویت به همان معنی باشد تا ارتباط معنوی دو جمله ی پیشین و پسین ، محفوظ بماند. اگر این ارتباط معنوی نباشد کلام از فصاحت خالی می باشد و از پیامبر عدم فصاحت بعید است (دراین باره می توانید به هر کتاب بلاغی که موجود است مراجعه کنید).
بدین ترتیب معنای درست و کاملی که از این چند جمله به دست می آید ؛ اینست که پیامبر (ص) فرمود: آیا من نسبت به شما از خودتان سزاوارتر نیستم؛ همه گفتند هستی ؛آنگاه پیامبر اسلام (ص) فرمود:همین سزاواری و ولایت که من نسبت به شما دارم علی نیز دارد و پس ازمن ، او مولای همه ی مسلمانان و جانشین من خواهد بود.
پس، دراین حدیث ،هیچیک از معانی دیگر «مولی» جز همان اولویت و ولایت و امامت ، منظور نیست و معانی دیگر در این مقام ، کاملا بی تناسب است . توجه به این نکته نیز که : پیامبر اسلام در آن هوای گرم انبوه مردم را سرپا نگهداشت؛این حقیقت تاریخی بیشتر آشکار می کندکه موضوع،اهمیتی ویژه داشته است و گرنه هیچ عاقلی باور نمی کند که پیامبر (ص)مردم را در آن شرائط نگهدارد و منظورش فقط این باشد که یک موضوع جزئی (مثلا علی دوست من است) را به مردم یادآوری کند.
2- پیامبر اسلام (ص)درجمله بعد فرمود :«خدایا یاری کن آنرا که علی را یاری کند و از رحمت خود دور بدار آن راکه از یاری علی ،خودداری کند.»
پیامبر(ص)می دانست که پس ازاو،حضرت علی(ص)باید ازنظرظاهر نیرو وارتش داشته باشد ومردم اورا یاری کنندتا اسلام ریشه گیرد ؛ چراکه حکومت اسلام نیاز به فرماندهان عادل ومطاع دارد ولازم است همه ی مردم از جانشین پیامبر فرمانبرداری کنند؛ازاینرو،یاوران حضرت علی(ع) رادعاکردومخالفان اورانفرین،تاازاین راه نیز به مردم بفهماند مخالفت با حضرت علی (ع) ،موجب غضب خداوند و نفرین پیامبر (ص) است.
3- پیامبر (ص)درپیشانی خطبه فرمود:آیا به یگانگی خدا ورسالت بنده اش محمد گواهی نمی دهید ؟ گفتند می دهیم آنگاه فرمود : ولی و مولای شماکیست و سپس گفت : هرکس من مولای اوهستم علی نیز مولای او خواهد بود.
بدیهی است که منظوراز ولایت حضرت علی (ع)،پس ازشهادت به یگانگی خدا ورسالت و ولایت پیامبر ، همان امامت است زیرا جز بدین معنی ،ارتباط جمله ها حفظ نمی شود و میدانیم که پیامبر(ص)ازبلیغترین وفصیحترین مردمان بود درگفتار.
4- مردم پس از انجام مراسم ،به امیرمومنان حضرت علی علیه السلام تهنیت ها گفتند.آشکاراست که این شادباش در صورتی صحیح به نظر می رسد که در آنرزو حضرت علی (ع)از سوی خدا وپیامبر (ص) ، به مقامی بلندرسیده باشد.جزدراین صورت ، تهنیت معنا نداشت. ازجمله کسانی که به امام علی (ع) در روز غدیر تهنیت گفتند شیخین ابوبکر و عمر می باشند .کسانی که به این واقعیت اشاره کرده اند ، الف- الحافظ أبوبکر عبدالله بن آبی شیبة در المصنف خود 12/78ح12167
ب- امام حنابله احمد بن حنبل در مسند خود 5/355ح18011
ج- الحافظ ابوجعفر محمد بن جریر الطبری در تفسیرش 3/428
و ...
قریب به شصت تن از بزرگان اهل سنت به این واقعیت اقرار کرده اند. برای اطلاع می توانید به کتاب الغدیر ج 1 مراجعه کنید .
5- آیه ی : یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس. به گواهی دانشمندان اهل تسنن ،این آیه در روز غدیر ، درباره ی مسأله ی جانشینی حضرت علی (ع) فرود آمده است.
بنوان مثال:طبری در تفسیر این آیه و حسکانی در شواهد التنزیل 1/255ح249 و فخرالدین رازی در تفسیر خود ذیل آیه و جلال الدین سیوطی در الدر النثور 3/116و ... مجموع کسانی که به این واقعیت اقرار کرده اند سی تن می باشند .
6- اشعار وچکامه های شکوهمند و بلندی که شاعران و ادیبان اعصار از آنروزگار تا امروز درباره ی غدیر و جانشینی امیر المومنان علی (ع) سروده اند ؛ گذشته از اهمیت جنبه ی ادبی ، دلیل خطبه ی غدیر خم را مربوط به ولایت وامامت دانسته و شرح داده اند. شعر و نام این شاعران همه ضبط شده است و آنان که با ادبیات عرب آشنایی دارند می توانند ، کتاب ارجمند «الغدیر» را ببینند.
در این کتاب بلند ، اشعار و نام بسیاری از شعر ایی که در موضوع غدیر شعر سروده اند ، از قرن اول هجری تا قرنهای بعد ، به ترتیب فراهم امده و حتی نقد و بررسی شده است.
7- پیامبر بزرگ ما و امامان گرامی روز 18 ذیحجه را یکی از عیدهای رسمی مسلمانان اعلام کرده اند تا مسأله غدیر هر ساله بازگو شود و به دست فراموشی سپرده نگردد.
چنانچه ابوریحان بیرونی دانشمند مشهور ایرانی در قرن پنجم در کتاب آثار الباقیة و نیز ابن طلحه ی شافعی در کتاب مطالب السوول روز غدیر را یکی از عیدهای اسلامی نام برده اند. ابو منصور ثعالبی ادیب و دانشمند مشهور هم در کتاب ثمار القلوب شب غدیر را از شبهای بزرگ اسلامی دانسته است. همچنین بعضی از بزرگان برای در این روز روزه را مستحب می دانند مثلا حافظ ابوبکر الخطیب البغدادی در تاریخش 8/290 از ...عن شهر بن حوشب عن ابی هریره قال : من صام یوم ثمان عشر من ذی الحجة کتب له صیام شهرا و هو یوم غدیر خم لما اخذ النبی بید علی بن ابی طالب فقال : الست ولی المومنین؟ قالوا : بلی یا رسول الله . قال من کنت مولاه فعلی مولاه . فقال عمر بن خطاب بخ بخ لک یا ابن ابی طالب اصحبت مولای و مولی کل مسلم ...
8- احتجاج ها : امام علی (ع)وامامان دیگر هرگاه به حدیث غدیر احتجاج و در برابر مخالفان بدان استدلال کرده اند هیچ کس در معنای آن و اینکه مربوط به امامت و جانشینی ایشان است اشکالی نکرده و مجاب شده اند.علی (ع) روزی در کوفه خطبه می خواند ضمن آن فرمود : به خدا یتان سوگند می دهم ، هرکس در غدیر حاضر بود و به گوش خود شنید که پیامبر مرا به جانشینی گزید بایستد ، تنها آنانکه به گوش خود از پیامبر شنیده اند برخیزند نه آنانکه از دیگران شنیده اند و خود در غدیر نبوده اند . جمعی برخاستند.احمد بنل حنبل می گوید : آنان سی نفر بودند که آنروز برخاستند وبه شنیدن حدیث غدیر گواهی دادند.
باید دانست که در آن تاریخ 25 از واقعه ی غدیر گذشته بود و هم برخی از اصحاب پیامبر (ص) در آن روز در کوفه نبودند و یا پیش از آن تاریخ در گذشتهبودندو نیز برخی به بعضی غرض ها بودند و گواهی ندادند. لازم به ذکر است که قریب به 22 احتجاج در این باره از کتب اهل سنت وجود دارد که در صورت تمایل یک یک آنان را ذکر می کنم.
این هشت قرینه از بیست قرینه موجود است که دلالت بر مقصود شیعیان می کند.
بسم الله الرحمن الرحیم
واقعه غدیر در منابع اهل سنت
پیامبر (ص) همه را به حج دعوت کردند و به حج رفتند بعد از تمام شدن مناسک حج در راه برگشت ایشان (ص) امر به ایستادن در منطقه خم را دادند و کسانی که جلو بودند بازگشتند و کسانی که عقب مانده بودند به ایشان (ص) رسیدند بعد پیامبر خطبه ی بیان فرمودند: ... ای گروه مسلمانان آیا من اولی برشما و امور شما از خود شما نیستم ؟ گفتند آری بخدا قسم . آنگاه فرمود : هرکس من مولای اویم پس علی مولای او خواهد بود خداوندا...
بعد پیامبر دستور داد مسلمانان بیایند و بیعت کنند اولین کسی که بیعت کرد عمر بود .
این خلاصه داستان بود که در تمامی کتب شیعه به این شکل روایت شده است اما در کتب اهل سنت 360 نفر از صحابه ، علما ، تابعین ، تابعین تابعین این قضیه را آورده اند بعنوان نمونه چند نفر را ذکر می کنم :
بعضی از مورخینی که واقعه غدیر خم را در آثار تاریخی خود ثبت کرده اند به شرح زیر می باشد:
1- بلاذری در انساب الاشراف
2- ابن قتیبه در المعارف ودر الامامة و السیاسة
3- طبری در کتابی که در این خصوص نوشته است
4- خطیب بغدادی در تاریخ خود
5- ابن عبدالبر در الاستیعاب
6- شهرستانی در الملل و النحل
7- ابن عساکر درتاریخ شام
8- یاقوت حموی در جلد 18 معجم الادباء ص 84
9- ابن اثیر در اُسد الغابه
10- اب ابی الحدید شرح نهج البلاغه
12- یافعی در مرآت الجنان
13- ابن الشیخ البلوی در الف باء
14- ابن کثیر شامی البدایة والنهایة
15- ابن خلدون در مقدمة تارخ خود
16- شمس الدین ذهبی در تذکرة الحافظ
17- نویری حدود در نهایة الارب فی فنون الاب
18- ابن حجر عسقلانی در الاصابة و در تهذیب التهذیب
19- ابن صباغ مالکی در الفصول المهمة
20- جلال الدین سیوطی درکتب متعدد خود
21-مقریزی در الخطط
22- نور الدین حلبی اخبار الدول
و …
اکنون نام جمله محدثین بزرگ اهل سنت که واقعه غدیر خم را حدیث نموده اند:
1- پیشوای مذهب شافعی که ابن الاثیر ار او در النهایه آورده است 2- پیشوای حنبلیها در مسند و مناقب
3- ابن ماجه در سنن 4- ترمذی در صحیح خود
5- نسائی در خصائص 6- ابو یعلی موصلی در مسند خود
7- بغوی در مصابیح السنة 8- طحاوی در مشکل الآثار
9- دولابی در الکنی و الآسماء 10- حاکم در مستدرک
و…
فکر می کنم تا این جا برای اثبات قضیه مذکور کافی می باشد . الان خود بگو آن قضیه مجهولی که روایت کردی صحیح است یا این قضیه که بزرگان خودتان آن را ذکر کرده اند بجای گوش دادن به حرفهای آقای طباطبایی در تهران سخن این بزرگان را گوش بده . به هر حال اگر نام تمامی این 360 نفر را می خواهی می توانی به جلد 1 کتاب شریف الغدیر مراجعه کنی .
برای حسن ختام این بحث روایتی برایت ذکر می کنم :پیامبر فرمود : اگر علی را با امیری و فرمانروایی خود برگزینید و حال آنکه نمی بینم چنین کنید ، اورا خواهید یافت دانا و بینا که شما را در راه راست وا می دارد ( موجود است در مسند احمد بن حنبل در ج1 ص 109؛ و خطیب بغدادی در جلد 1 از تاریخ خود ص 47 اما با کمی تحریف؛حلیة الاولیاء ص 64 ؛کنز العمال ج 6 ص 160؛ الکفایة ص 67؛)