(سئوال 2) شيعه مي گويند: ابوبکر و عمر –رضي الله عنهما- کافر بوده اند، سپس مى بينيم که علي -رضي الله عنه- که از ديدگاه شيعه امام معصوم است خلافت آنها را مي پسندد و با هر يک پس از ديگري بيعت کرده و عليه آن قيام ننموده است.
از اين لازم مى شود که علي معصوم نيست چون او با دو کافر ناصبي ستمگر بيعت کرده است، و او با بيعت خود آنها را تاييد نمود، و اين نقصي در عصمت و کمک کردن به ظالم در ظلمش مى باشد، و هرگز امام معصومي اين کار را نمى كند، و يا اينکه شيعه بايد قبول کنند که کار امام علي کاملاً درست بوده است!! چون ابوبکر و عمر دو خليفه مؤمن و صادق و عادل بوده اند، و شيعه وقتي آنها را کافر قرار مى دهند و به آنها ناسزا مي گويند و خلافت آنها را قبول ندارند، با اين کار، با امام خود مخالفت كرده اند! ما دچار حيرت ميشويم: آيا راه ابا الحسن -رضي الله عنه- را در پيش بگيريم، يا راه شيعيانش که از فرمان او سر پيچي كرده اند را در پيش بگيريم؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
اهل سنت روزی 10 بار می گویند : خدایا ما را از راه ابوبکر و عمر دور کن !!!!
مردم بی خبر و گول خورده اهل سنت بدون اینکه خود بدانند روزی ده بار از خداوند می خواهند که ایشان را از راه و صراط ابوبکر و عمر ( علیهما ما یستحقان ) دور کند
اما چگونه :
همانطور که تمام فرق اسلامی نقل کرده اند پیامبر صلی الله علیه و اله در شأن بی بی فاطمه زهرا سلام الله
علیها فرموده است : إنّ اللَّه يغضب لغضبك ، ويرضى لرضاك ؛ دخترم فاطمه خداوند به غضب تو غضبناک و به رضایت تو راضی می شود .( . المستدرك : 3 / 153 . مجمع الزوائد ، ج 9 ص 203 ؛ المعجم الكبير للطبراني ، ج 1 ص 108 ، ج 22 ص 401 ؛ تاريخ مدينة دمشق : 3 / 156 ؛ أسد الغابة ، ج 5 ص 522 ؛ الإصابة ، ج 8 ص 265 و266 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 12 ص 392 ؛ صحيح البخارى ، ج 4 ص 210 ؛ صحيح مسلم ، ج 7 ص 141 ؛ المصنف لابن أبي شيبة الكوفي ، ج 7 ص 526 ؛ السنن الكبرى للنسائي : 5 / 97 ، ح 8370 ؛ المعجم الكبير للطبراني ، ج 22 ص / 404 ؛ الجامع الصغير للسيوطي ، ج 2 ص 208 ؛ تاريخ مدينة دمشق ، ج 3 ص 156 . .)
پس اگر حضرت زهرا سلام الله علیها از کسی ناراحت شود خداوند نیز از آن شخصی که حضرت سلام الله علیها از او ناراحت شده ، ناراحت می شود . و در مورد رضایت و خوشنودی هم این چنین است .
در حالی که جناب بخاری در صحیح خود و مسلم در صحیح خود که هر دو کتاب از مهمترین کتب حدیثی اهل سنت است آورده اند که فاطمه زهرا (س) از ابوبکر و عمر ناراحت و غضبناک بود و در این حالت از دنیا رحلت کرد . فغضبت فاطمة بنت رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و اله وسلم - فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتّى توفّيت » صحيح البخارى ، ج 4 ص 42 ؛ صحيح مسلم ، ج 5 ص 154 ، فيه : فهجرته فلم تكلّمه حتّى توفّيت وعاشت بعد رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه وسلم - ستة أشهر فلمّا توفّيت دفنها زوجها علىّ بن أبيطالب ليلا ولم يؤذن بها ابابكر وصلّى عليها عليّ . .
پس خداوند نیز بر ابوبکر و عمر غضبناک بود ، چون حضرت زهرا از دست آن دو ناراحت بود .
از طرف دیگر در سوره حمد می خوانیم . اهدنا الصراط المستقیم * صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الضالین *
خداوند من را در صراط کسانی قرار بده که انعمت علیهم و نه راه کسانی که از دست آنها ( ابوبکر و عمر ) ناراحت هستی .
پس روزی ده بار در نماز های واجب می گویند خدایا من را بر صراط و طریق عمر و ابوبکر قرار نده .
نکته جالب اینجاست در آخر سوره حمد سنی ها می گویند آمین . یعنی خودشان هم آن دو را قبول ندارند . در حالی که شیعه بعد از اتمام سوره حمد می گوید الحمد الله . خدارو شکر ، چون شیعیان در صراط مسقیم هستند لذا سپاس می گویند ولی اهل سنت باید آمین بگویند شاید به صراط مستقیم بیایند
الحمد الله
این وهابی مجموعه سئوالاتی در کتاب خود پرسیده که یکی یکی جواب می دهیم
(سئوال 1 ) شيعـه معتقدنـد که علي -رضي الله عنه- امامي معصوم است سپس – چنان که خود شيعيان قبول دارند – علي را مي بينيم که دخترش ام کلثوم «خواهر حسن و حسين» را به ازدواج عمر بن خطاب -رضي الله عنه- در مي آورد!!!
رجعت ، يكي از اتفاقاتي است كه در زمان ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف رخ خواهد داد . بر اساس اين عقيده ، گروهي از مؤمنين براي رسيدن به ثواب نصرت اولياي خدا و ديدن دولتي كه سالها انتظار آن را كشيدهاند ، بر ميگردند تا از ديدن دولت عدل و قسط لذت ببرند . و از طرف ديگر ، گروهي از منافقين كه آمدن اين دولت را انكار كرده و كردارهاي زشتي انجام دادهاند ، باز ميگردند تاعقوبت اعمال خويش را در همين جهان بچشند و دچار خفت و خواري شوند .
نزدیکی از دبربا زن از دیدگاه اهل سنت !
بعنوان نمونه تنها از چند نفر از ائمه بزرگ اهل سنت که قائل به جواز آمیزش با همسر از دُبُر هستند و ابن قدامه از آنها یاد کرده است ، اکتفا می کنیم :
ابن قدامه با وجود اینکه خود این امر را حلال نمی داند ، اما می گوید : مباح بودن آن از عبدالله بن عمر و زید بن اسلم و نافع و مالک روایت شده است . ( المغنی ج 8 ، ص 132 )
1- از مالک بن انس امام مالکیان کسی که ذهبی وی را شیخ الاسلام و حجه الامه و امام دارالهجره می خواند نقل شده است که : کسی را نیافتم که سزاوارتر باشد که در دینم از او پیروی کنم و او در حلال بودن این امر شک داشته باشد .
2- عبدالله بن عمر بن خطاب : کسی که ذهبی می گوید : او در فضیلت مانند پدرش می باشد . وی مانندی ندارد 60 سال فتوا داد و مردم به فتوایش عمل کردند (سیراعلام النبلاء ج 3 ص 221)
3- زید بن اسلم : یکی از ائمه حدیث و فقه اهل سنت
4- نسائی : صاحب سنن که برخی شرط او را از شرط بخاری ومسلم قوی تر می دانند .( سیراعلام النبلاء 14/128)
* سیوطی آورده است که : و أخرج ابن جریر عن ابن أبی ملیکه أنه سئل عن اتیان المرأه فی دبرها فقال قد أردته من جاریه لی البارحه فاعتاصب علی فاستعنت بدهن .
ایضاً نقل کرده است : أخرج الخطیب فی رواه مالک عن أبی سلیمان الجوزجانی قال سألت مالک بن أنس عن وطئ الحلائل فی الدبر فقال لی الساعه غسلت رأسی منه. (الدرالمنثور ج1، ص 266 / ط دارالفکر بیروت )