در مورد اين ازدواج پاسخ هاي فراوان داده شده است :
در ابتدا مي توان پاسخي نقضي داد که :
طبق نظر اهل سنت پيغمبر علم غيب ندارد و ازدواج و يا دوستي وي با کسي نمي تواند دليل بر صحت عقايد و رفتار وي باشد .
حتي اگر بگويند رسول خدا وي را مي شناخته و با وي ازدواج کرده است ، علت ازدواج را همان علت ازدواج حضرت نوح و حضرت لوط با همسرانشان مي دانيم . با اينکه در قرآن کريم آمده است که همسر ِ حضرت نوح و نيز همسر حضرت لوط ، همراه و همنظر با دشمنان ايشان بوده اند .
میلاد با سعادت منجی عالم بشریت یوسف زهرا مبرک باد .
شاید این جمعه بیاید شاید
پرده از دل بگشاید شاید
بسم الله الرحمن الرحیم
آیت الله قزوینی اسد الزهرا
ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزّل علیهم الملائکة ان لا تخافوا و لا تحزنوا (فصلت / 30)
همانطور که تمام دوستان می دانند شب جمعه شاهد مناظره بین دکتر قزوینی و مولوی مراد زهی بودیم . حوار و گفتگویی که مانند همیشه شاهد موفقیت جناب دکتر قزوینی بودیم . در مورد این گفت و گو نظرات مختلفی بیان شده و بنده قصد بحث در مورد این مناظره را ندارم .
اما چند وقت پیش دکتر قزوینی در شبکه مستقلة نیز بحثی در مورد حضرت فاطمه(س) داشتند که در آنجا نیز شاهد شاه کار ایشان بودیم . ولی این مناظره از سوی برخی کم رنگ جلوه داده شد و نسبت به دکتر قزوینی کم لطفی کردند . مناظره ای که به نظر این حقیر باعث شد ماهیت وهابیت برملا شود .
در سفر اخیری که به قم داشتم عده ای از صاحب نظران دکتر را مورد هجمه قرار می دادند این عمل شاید به چند دلیل بود :
الف – شاید خود برتر بینی در وجودشان باعث شده بود که این عمل دکتر را کوجک ببینند
ب – شاید بی اطلاعیشان از مناظره
ج – شاید نیتشان مشکل دارد
و شاید های دیگر
البته من قصد توهین ندارم . اما بزرگان من ، زمانی که شخصیتی مانند شیخ کورانی به آقای قزوینی بعد از این مناظره لقب اسد الزهرا می دهد و وقتی بزرگی مانند استاد این حقیر حضرت آیت الله طبسی ( که وصفش را همه می دانید ) مناظره را موفقیت آمیز می بیند و از همه مهمتر مرجع بزرگوار حضرت آیت الله مکارم شیرازی ایشان را تأیید می کند دیگر علیه دکتر صحبت کردن معنی ندارد . بیاید برای حفظ تشیع بیشترمتحد شویم .
صحبتی با آقای دکتر
آقای دکتر قزوینی ای اسد الزهرا با شما نیز کلامی دارم . با آنکه شما بزرگتر این هستید که این حقیر شما را خطاب قرار دهم چرا که پیامبر رحمت فرموده است : اکرموا العلماء ، فإنهم ورثة الأنبیاء ، فمن اکرمهم فقد اکرم الله و رسوله
در مناظره شما یک اشکالی به نظر این حقیر وجود دارد و آنهم عقب گرد شما است و عدم پافشاری شما زمانی که حدیثی می خوانید وقتی طرف می گوید قبول ندارم سری از خیر حدیث می گذرید .
همچنین بعضی از گفتار شما در مورد مرحوم آیت الله معرفت را شنیده ام خیلی دوست داشتم که حقیقت را از شما بشنوم وجود مقدس آقای معرفت چه اشکالی داشت که شما در فیضیه علیه ایشان سخنرانی کردید ؟
در آخر از وجود نازنین و مقدس اسد الزهرا بابت این نوشتارم معذرت می خوام و طول عمر برای ایشان و تمام علمای شیعه آرزو دارم
|
پاسخ: |
اشتباهات خلفا را نقل نكنيد!!!!
یكي از مسائل جالب در مورد اهل تسنن و وهابيون عدم نقل اشتباهات خلفاست كه طبق دستورات آنها، اگر كسي اين اشتباهات را نقل كند، رافضي است.((مثل من!!!!!!!!!!))
در كتاب: "من أقوال المنصفين في الصحابي الخليفة معاوية" (أز أقوال منصفين در صحابي خليفه معاويه)!!: ص20 چاپ : بازار مركزي كويت ؛ فروشگاه زنجيره اي منطقه : القرين آمده است:
" إمام أحمد بن حنبل در كتاب (السنة) ميگويد : سنّت إين است كه محاسن تمام صحابه رسول خدا (ص) را نقل كنيم , ودست كشيدن أز آنچه كه بين آنها گذشت , پس کسي که صحابه رسول خدا (ص) را سبّ كند يا يكي أز آنها را أو بدعتگذار رافضي است , دوست داشتن آنها سنّت است , دعاء براي آنها قربت است , واقتداء به آنان وسيله است , وگرفتن آثار آنان فضيلت است .
همچنين گفت : جايز نيست كسي مساوئ وخلاف هاي آنها را نقل كند , وهمچنين طعنه زدن بر آنان , پس كسي إين كار را أنجام داد سلطان بايد أو را تأديب ومعاقبه كند , ونبايد أز أو بگذرد وأو را ببخشد .. "
إين ميتواند يكي أز أسباب عدم نقل مظلوميّت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در صحاح ستّه أهل سنّت باشد .. بلكه إين حرف نشان ميدهد كه خود أحمد بن حنبل وعلماي ديگر أهل تسنّن چه قدري أز حقايق را پنهان كرده اند .. !!
باز هم اهل تسنن تفكر كنند كه آيا نقل نكردن اشتباهات، باعث بزرگ شدن كسي است، يا نه، اين موضوع يعني كتمان حقيقت؟؟؟؟ چرا حقيقت را نبايد گفت؟؟؟
به نقل از وبلاگ اشتباهات اهل سنتhttp://www.antisonni2.blogfa.com/
بحارالأنوار 44 154 باب 22- جمل تواریخه و أحواله
[الخرائج و الجرائح] روی أن الصادق علیه السلام قال لما حضرت الحسن بن علی علیه السلام الوفاة بکى بکاء شدیدا و قال إنی أقدم على أمر عظیم و هول لم أقدم على مثله قط ثم أوصى أن یدفنوه بالبقیع فقال یا أخی احملنی على سریری إلى قبر جدی رسول الله صلی الله علیه و اله لأجدد به عهدی ثم ردنی إلى قبر جدتی فاطمة بنت أسد سلام الله علیها فادفنی فستعلم یا ابن أم إن القوم یظنون أنکم تریدون دفنی عند رسول الله صلی الله علیه و اله فیجلبون فی منعکم و بالله أقسم علیک أن تهرق فی أمری محجمة دم فلما غسله و کفنه الحسین علیه السلام و حمله على سریره و توجه إلى قبر جده رسول الله صلی الله علیه و اله لیجدد به عهدا أتى مروان بن الحکم (لعنة الله علیه) و من معه من بنی أمیة فقال أ یدفن عثمان (لعنة الله علیه ) فی أقصى المدینة و یدفن الحسن مع النبی لا یکون ذلک أبدا و لحقت عائشة(لعنة الله عیها) على بغل و هی تقول ما لی و لکم تریدون أن تدخلوا بیتی من لا أحب فقال ابن عباس لمروان بن الحکم (لعنة الله علیه)لا نرید دفن صاحبنا فإنه کان أعلم بحرمة قبر رسول الله صلی الله علیه و اله من أن یطرق علیه هجما کما طرق ذلک غیره و دخل بیته بغیر إذنه انصرف فنحن ندفنه بالبقیع کما وصى ثم قال لعائشة (لعنة الله علیها) وا سوأتاه یوما على بغل و یوما على جمل و فی روایة یوما تجملت و یوما تبغلت و إن عشت تفیلت
ترجمه : در بحار الانوار از امام صادق علیه السلام نقل شده که : هنگامی که شهادت حسن بن علی علیه السلام نزدیک شد گریه بسیار سختی کرد و فرمود من بر امر عظیمی خبر دارم و سختی که هیچ کس قبل از اقدام به ان نکرده است سپس وصیت کرد که در بقیع دفن شود و به امام حسین علیه السلام فرمود ای برادر مرا در تابوت قرار بده و به سوی قبر جدم رسول الله صلی الله علیه و اله حمل کن تا با ایشان تجدید عهد کنم سپس مرا به سوی قبر جده ام فاطمه بنت اسد سلام الله علیها ببرید و در انجا دفن کن . و بدان که ای پسر مادرم که قوم فکر میکنند که میخواهید مرا کنار جدم رسول الله صلی الله علیه و اله دفن کنید و جلوی شما را میگیرند و تو را قسم میدهم که خون هیچ کس بر زمین نریزد . هنگامی که امام حسین علیه السلام بدن شریف ایشان را غسل داده و کفن کردند ایشان را در تابوت گذاشتند و بسوی قبر پیامبر صلی الله علیه و اله رهسپار شدند تا با ایشان تجدید عهد کنند. در ان هنگام مروان بن حکم لعنت الله علیه و تعدادی از افراد بنی امیه از راه رسیدند و گفتند : ایا عثمان لعنت الله علیه در جای دوری از مدینه دفن شود و حسن سلام الله علیه در کنار پیامبر صلی الله علیه و اله دفن شود و هرگز اجازه این کار را نمیدهیم . در ان هنگام عایشه لعنت الله علیه سوار بر روی قا طر امد و گفت چه شده میخواهید کسی را که از او خوشم نمی اید را بدون اجازه در خانه من دفن کنید . ابن عباس به مروان لعنت الله علیه گفت که ما نمی خواهیم ایشان را در اینجا دفن کنیم و ایشان اگاهتر به حرمت و مقام پیامبر هستند و نمیخواهیم مانند دیگران (ابوبکر و عمر لعنت الله علیهم ) حرمت اینجا را بشکنیم و بدون صاحب قبر وارد اینجا شویم برو که میخواهیم طبق وصیت ایشان او را در بقیع دفن کنیم سپس به عایشه لعنت الله علیه گفت چه روزگار بدی است یک روز سوار بر قا طر ویک روز سوار بر شتر (منظور جنگ جمل است ) ودر روایتی نقل شده یک روز سوار بر شتر و یک روز سوار بر قاطر و اگر باز زنده باشی شاید سوار بر فیل باشی (کنایه از اینکه فتنه بزرگتری بر پا کنی ).
حالا از دوستان می پرسم که زنی به این شرارت و ملعونی ایا می تواند ام المومنین باشد ....؟؟؟؟؟
به نقل از الصراط المستقیم http://ali19.parsiblog.com/
پاسخ به شبهات آیه سأل سائل
حدیث « ردّ شمس »
فضیلتی از مولا علی (ع) در منابع اهل سنت
از جمله احادیثی که دلالت بر فضیلتی بس عظیم برای حضرت علی (ع) دارد حدیث « ردّ شمس» است . پیامبر (ص) عصر هنگامی بر روی زانوی حضرت علی (ع) خواب رفته بود ، نماز حضرت (ع) از وقتش تأخیر افتاد ، بعد از آنکه رسول خدا (ص) از خواب بیدار شد با اعجاز خورشید را به خاطر حضرت علی (ع) باز گرداند . اینک در صدد بررسی سند و دلالت این حدیث هستیم ، و نیز شبهاتی که از طرف برخی از متعصبان اهل سنت بر آن وارد شده ، دفع خواهیم کرد .
گفتن آمين بعد از ولاالضالين چه اشكالي دارد ؟
پاسخ :
پاسخ اجمالي :
1 . نماز از عبادات است و به اتفاق تمامي مذاهب اسلامي ، توقيفي است ؛ بنابراين اضافه كردن و يا كم كردن چيزي از آن با استناد به رواياتي ضعيف ، جايز نيست ؛
2 . ائمه اهل بيت عليهم السلام ، به پيروان خود به منظور حفظ سنت جدشان دستور ترك آمين را دادهاند و اهل بيت عليهم السلام يكي از دو ثقلي هستند كه پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم ) پيروي و اطاعت بي قيد و شرط از آنها را بر همه مسلمين واجب كرده است ؛ (قال سألت أبا عبد الله (عليه السلام) أقول إذا فرغت من فاتحة الكتاب آمين ؟ قال لا .) تهذيب الأحكام ، ج2 ، ص74 ، شماره 44 .
3 . علما و بزرگان اهل سنت در جواز و يا عدم جواز گفتن آمين با يكديگر اختلاف دارند و حتي از هر كدام از ائمه اربعه اهل تسنن چندين قول در اين باره نقل شده است كه خود اين نشانگر عدم تماميت رواياتي است كه در باره آمين نقل شده است .
4 . اهل تسنن ، روايت صحيحي براي اثبات اين مطلب ندارند ؛ چرا كه بسياري از روايات به ابوهريره برميگردد و وي به اتفاق اهل سنت از مدلسين بوده و نيز عمر بن الخطاب او را دشمن خدا ، دشمن كتاب خدا و دزد ميداند (يا عدوّ الله وعدوّ كتابه، أسرقت مال الله؟! . تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 4 ص 356 و البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 8 ص 121) (لتتركن الحديث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم ، أو لألحقنك بأرض دوس ! . سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 2 ، ص 600 – 601 ) .
و همچنين امير المؤمنين عليه السلام او را دروغگوترين فرد در نقل حديث از پيامبر ميداند (ألا إن أكذب الناس ، أو قال : أكذب الاحياء ، على رسول الله صلى الله عليه وآله أبو هريرة الدوسي . شرح نهج البلاغه ، ابن أبي الحديد ، ج4 ، ص68 .) .
و يا اين روايات به سفيان ثوري بر ميگردد كه وي نيز از مدلسين مشهور كه تدليس وي نيز از نوع تدليس تسويه بوده كه از ديدگاه اهل تسنن بدترين نوع تدليس است . (قال الخطيب وكان الأعمش وسفيان الثوري يفعلون مثل هذا قال العلائي وبالجملة فهذا النوع أفحش أنواع التدليس مطلقا وشرها ؛ تدريب الراوي ، ج1 ، ص187 . ) .
بقيه روايتها نيز همگي ضعيف السند هستند .
ننگ بر سیما
شبکه دو عید مبعث را به عزا تبدیل کرد!!!
در حالی که امروز به شادی پرداخته بودیم و در جشن سالروز بعثت نبی رحمت در سرور بودیم شبکه ننگین دو سیمای (یعنی جمهوری اسلامی ) شبکه ای که متعلق به شیعیان است با پخش فیلم سینمایی انمیشین در برنامه کودک با عنوان محمدفرستاده خدا نه تنها پیامبر را به کودکان ما معرفی نکرد بلکه با برعکس کردنِ تاریخ شبهاتی را در افکار بوجود آورد .
در این انیمیشن مولا علی را اصلا جزء در یک یا دو سکناس نمی بینید حتی جنگ خیبر که اوج دلاور مردی حضرت علی است را هم نمی بینید جایی که پیامبر فرمود لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار .
ننگن بر این سیما که در ترویج باطل از هیچ کوششی دریغ نمی کند . ننگن بر این مدیریت که نظارت ندارد . ننگ بر مدیریت
شیعیان آگاه باشید که دستان منافقان به کجا می رود .
عصمت منافاتي با اختيار ندارد
تمام پيامبرانى كه خدا فرستاده است از انبياء و مرسلين، و همگى ائمه معصومين - سلام الله عليهم اجمعين - و همه معصومان و پاكان از اولياء الله مقربين، مانند ساير افراد بشر مكلف به قلم تكليف، و مؤدب به تاديب خداوندى مىباشند.و با قدم مجاهده و استقامت در راه، و مقدم داشتن محبت و رضاى الهى را بر رضاى خويشتن، و صبر و تحمل آزارها در طريق وصول به مطلوب حضرت سبحانى، و با همت عالى و عزمى استوار و ارادهاى متين، بايد يكايك از استعدادها و قواى خدادادى خود را به مقام فعليت آورده، و منازل و مراحلى را كه در راه قرب و لقاء حضرت احديت و فناء در ذات اقدس او، و بقاء به خداوند بعد از حصول مقام فناء مقرر شده است، طى كنند، و با اختيار و اراده اين راه را بپيمايند.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
عصمت از دیدگاه علامه طهرانی
در عصمت انبياء و ائمه عليهم السلام
بسم الله الرحمن الرحيم
و صلى الله على محمد و آله الطاهرين
و لعنةالله على اعدائهم اجمعين من الآن الى قيام يوم الدين
و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم.
قال الله الحكيم فى كتابه الكريم:
«كان الناس امة واحدة فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جائتهم البينات بغيا بينهم فهدى الله الذين آمنوا لما اختلفوا فيه من الحق باذنه و الله يهدى من يشاء الى صراط مستقيم» [1]
اختلاف اساسي بين شيعه و سنى
بين شيعه و سنى اختلاف فقط در مسئله ولايت است.
شيعه مي گويد امام بايد معصوم باشد و از جانب خدا منصوب گردد، سنيان مىگويند عصمت از شرائط امام نيست و مردم مىتوانند براى خود امامى را اختيار كنند و از او پيروى نمايند.
بقيه مسائلى كه مورد اختلاف بين اين دو گروه است همه تابع اين مساله بوده و از فروعات اين اصل بشمار ميرود، و روى زمينه اختلافى كه در اين اصل به ميان آمده است در آن فروعات نيز اختلافاتى قهرا پيدا شده است، بطوريكه اگر در اين اصل اختلاف از ميان برخيزد و اين دو فرقه داراى مرام و مذهبى واحد گردند، بقيه فروع نيز خودبخود به پيروى و به تبع اين اصل اختلافات خود را رها نموده و متحد خواهند شد. ما به يارى خدا و استمداد از روح پاكان و اولياى خدا در اين روزها اصل اين مساله را بررسى مىنمائيم و از روى كتاب خدا و نصوص صريحهاى كه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله وارد شده استشرائط امام را بيان ميكنيم بحوله و قوته و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و براى توضيح اين معنى قبل از استدلال به آيه فوق كه در مطلع سخن ذكر شد شاهد و مثالى را از باب مقدمه ذكر ميكنيم.
آتش زدن قبر امام موسي بن جعفر و امام محمد تقي عليهماالسّلام توسط حنبليها
صبحگاهان باز اجتماع نمودند و با جمعيّت كثيري به سوي مشهد كاظمين رهسپار شدند، و تمام قبرها و مقبرهها و اطاقهائي كه به شكل طويل بنا شده بود همه را آتش زدند و ضريح حضرت موسي بن جعفر و ضريح پسر پسرش: حضرت محمد بن علي را آتش زدند و تمام قبوري كه در جوار آنان بود آتش زدند. و دو قبّهاي را كه از ساج بر روي آن دو قبر بود، آتش زدند و آنچه را در مقابل اين قبور و در مجاورت اين قبور بود، از قبور ملوك بني بُويَهْ: مُعِزّالدوله و جلال الدّوله و قبور روساء و وزراء شيعه و قبر جعفر پسر ابو جعفر منصور، و قبر امير محمّد بن الرَّشيد و قبر مادرش: زُبَيْدِه همه را آتش زدند.
آميزش سليمان با صد زن در يك شب!
شيخين تخريج كردهاند با اسناد به ابوهريره مرفوعاً كه گفت: «سليمان بن داود گفت: قسم به خدا كه من امشب سراغ يك صد زن خود خواهم رفت تا هر يك از آنها پسري بزايد كه در سبيل خدا قتال نمايد. فرشتهاي بدو گفت: بگو: انْشاءَالله! و او نگفت.
سليمان در آن شب با صد نفر زن هم بستر گرديد. هيچ يك از زنها نزائيد مگر يك زن آن هم نيمهاي از انسان را. ابوهريره گفت: پيغمبر گفت: اگر سليمان ميگفت: انشاءالله، حَنْثِ قَسَم نمينمود و اميد برآورده شدن حاجتش بيشتر بود.»
بیش از یک ماه بود که بعلت ژاره ای از مشکلات
نتوانسته بودم وبلاگ را به روز به کنم . اما به کمک
خداوند متعال از این به بعد با نیروی بالاتری در وبلاگ
فعالیت می کنم و از تمامی دوستانی که در این مدت
من را مرود لطف خود قرار داده اند ممنونم
التماس دعا