مقاطع من الخطبه الشقشقيه
بعد قوله عليه السلام: «أما و اللَّه لقد تقمّصها ابن أبي قحافة، و إنَّه ليعلم أنَّ محلّي منها محلُّ القطب من الرحى، ينحدر عنّي السيل، و لا يرقى إليَّ الطير، فسدلت دونها ثوباً، و طويت عنها كشحاً، و طفقت أرتئي بين أن أصول بيدٍ جذّاء، أو أصبر على طخية عمياء، يهرم فيها الكبير، و يشيب فيها الصغير، و يكدح فيها مؤمن حتى يلقى ربَّه، فرأيت أنَّ الصبر على هاتا أحجى، فصبرت و في العين قذى، و في الحلق شجى، أرى تراثي نهباً، حتى مضى الأوّل لسبيله فأدلى بها إلى ابن الخطّاب بعده.
ثمّ تمثّل بقول الأعشى:
شتّان ما يومي على كورها *** و يوم حيّان أخي جابر
نویسنده : حضرت آیت الله نجم الدین طبسی
راز نياز به امام معصوم
آيت الله محمد تقى مصباح يزدى
کنفرانس تشيع؛ فيلادلفيا
جولاي 1993
بسم الله الرحمن الرحيم
مسلمانان عليرغم اتفاق نظرى كه در كليات دين مانند اصول و عقايد و اخلاق و احكام (اعمّ از مناسك عبادى و احكام مدنى و حقوقى و قوانين قضائى و جزائى و سياسى و ساير شئون اسلام) دارند در پارهاى از عقايد جزئى و تفاصيل احكام و قوانين، اختلافاتى دارند كه آنان را به صورت پيروان مذاهب و فرقههاى مختلف درآورده است. براى اين اختلافات مىتوان دو محور عمده را در نظر گرفت: يكى محور عقايد كه مربوط به علم كلام مىشود، و ديگرى محور احكام (به معناى عام) كه مربوط به علم فقه مىگردد. نمونة بارز اختلاف پيرامون محور اول، اختلاف اشعرى و معتزلى در مسائل كلامى؛ و نمونة اختلاف پيرامون محور دوم، اختلاف مذاهب چهارگانه چهارگانة اهل سنّت در مسائل فقهى است.
يكى از اختلافات معروف بين مذاهب اسلام، اختلاف شيعه و سنّى در مسأله مسألة امامت است كه شيعيان (اماميّه) بعد از رحلت پيامبر اكرم،(صل الله عليه و آله) على بن ابى طالب(عليه السلام) را امام و جانشين آن حضرت مىدانند برخلاف اهل سنّت كه آن حضرت را خليفه خليفة چهارم مىشمارند. و در واقع، مشخّصة اصلى مذهب اماميّه، اعتقاد به امامت امامان دوازدهگانه با سه ويژگى (عصمت، علم خدادادى و نصب از طرف خداى متعال) است.
| نگاهی اجمالی به فرق شیطان پرستی |
|
در طی 25 سال گذشته به دنبال روی آوردن مردم به سوی معنویات و به منظورجلوگیری ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی 2500 فرقه جدید ساخته شده است كه با یك حساب سرانگشتی یعنی تقریبا هفته ای 2 فرقه ! یكی از این فرقه ها كه خود دارای اشكال مختلفی است شیطان پرستی میباشد كه نزدیكی بسیار زیادی با جادوگری –witchcraft – دارد كه جوانان بسیاری را به دنبال خود كشانده است و بیشتر از همه خود را در غالب گروههای موسیقی به جوامع معرفی كرده است . گذشته از اعتقادات شیطان پرستی، این گروه دارای سمبل ها و نشانه هایی است حتما همه ما با آنها برخورد داشته ایم بد نیست تا معنی برخی از این علائم را بدانیم:
666 : علامت انسان ، نشانه جانور (هيولا) – مکاشفات 13:18 « ... پس هركس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ، زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است»
نوسنده : هدی دلیمی منبع سایت بچه های سرزمین زیتون |
سیماى محمد (ص) در تورات و انجیل
الذین یتبعون الرسول النبى الامى الذى یجدونه مكتوبا عندهم فى التوراة و الانجیل. (اعراف/157) .
ایمان و اعتقاد به پیامبران سلف یكى از اركان اعتقادى اسلام است كه در آیات مكررى از قرآن مجید به آن اشاره شده است و تأكید شده كه مسلمانان باید به تمام پیامبران خدا ایمان آورده و میان آنان تفاوتى قائل نباشند: «قولوا آمنا بالله و ما انزل الینا و ما انزل الى ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و الاسباط و ما اوتى موسى و عیسى و ما اوتى النبیون من ربهم لانفرق بین احد منهم و نحن له مسلمون» (1) بگویید، ما به خدا ایمان آوردهایم و به آنچه به ما نازل شده و به آنچه بر ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و اسباط نازل شده و به آنچه به موسى و عیسى و پیامبران دیگر از طرف پروردگار داده شده است و ما هیچ فرقى میان آنها نمىگذاریم و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم.
پاسخ اين پرسش، از جواب پيش نيز روشن ميشود؛ زيرا علم غيب به دو معني اطلاق ميگردد: 1. علم غيب ذاتي؛ دانشي كه از درون موجود سرچشمه گرفته، اكتسابي نيست و براي آن حد و مرزي وجود ندارد. چنين علم غيبي تنها از آن خداست و هيچ مخلوقي در اين نوع علم همتاي او نيست؛ زيرا غير از خدا، آنچه در عالم آفرينش وجود دارد، فقير بالذات بوده، دانش و توانايي را از خدا ميگيرد. در اين قسمت، بين علم به محسوس و غير محسوس تفاوتي نيست. انسان با اراده و قدرت خدا ديده باز ميكند و اشيا را ميبيند و يا امواج صوتي را ميشنود.
ادامه مطلب
ما شیعه قائل به این هستیم که امامت از اصول دین است
این تفکر تین سئوال را به ذهن می آورد
که آیا هر کس مخالف امامت باشد کافر است ؟
یعنی شیعه مخالفان خود را کافر می دانند ؟
از تمام دوستان شیعه و سنی می خواهم نظرات خود را در مورد این سئوالات مرقوم بفرمایند
با تشکر
برخي تصور كرده اند كه مراد از بداء آن است كه چيزي بر خدواند متعال مخفي و پنهان بوده و سپس آشكار و معلوم مي شود و با توجه به آيات قرآني و روايات معصومين عليهم السلام و گفتار علماي شيعه و سني - كه متعاقبا ذكر خواهد شد - اين تصور باطل و بلكه كفر است.
حدیث « ردّ شمس »
فضیلتی از مولا علی (ع) در منابع اهل سنت
از جمله احادیثی که دلالت بر فضیلتی بس عظیم برای حضرت علی (ع) دارد حدیث « ردّ شمس» است . پیامبر (ص) عصر هنگامی بر روی زانوی حضرت علی (ع) خواب رفته بود ، نماز حضرت (ع) از وقتش تأخیر افتاد ، بعد از آنکه رسول خدا (ص) از خواب بیدار شد با اعجاز خورشید را به خاطر حضرت علی (ع) باز گرداند . اینک در صدد بررسی سند و دلالت این حدیث هستیم ، و نیز شبهاتی که از طرف برخی از متعصبان اهل سنت بر آن وارد شده ، دفع خواهیم کرد .
عصمت منافاتي با اختيار ندارد
تمام پيامبرانى كه خدا فرستاده است از انبياء و مرسلين، و همگى ائمه معصومين - سلام الله عليهم اجمعين - و همه معصومان و پاكان از اولياء الله مقربين، مانند ساير افراد بشر مكلف به قلم تكليف، و مؤدب به تاديب خداوندى مىباشند.و با قدم مجاهده و استقامت در راه، و مقدم داشتن محبت و رضاى الهى را بر رضاى خويشتن، و صبر و تحمل آزارها در طريق وصول به مطلوب حضرت سبحانى، و با همت عالى و عزمى استوار و ارادهاى متين، بايد يكايك از استعدادها و قواى خدادادى خود را به مقام فعليت آورده، و منازل و مراحلى را كه در راه قرب و لقاء حضرت احديت و فناء در ذات اقدس او، و بقاء به خداوند بعد از حصول مقام فناء مقرر شده است، طى كنند، و با اختيار و اراده اين راه را بپيمايند.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
عصمت از دیدگاه علامه طهرانی
در عصمت انبياء و ائمه عليهم السلام
بسم الله الرحمن الرحيم
و صلى الله على محمد و آله الطاهرين
و لعنةالله على اعدائهم اجمعين من الآن الى قيام يوم الدين
و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم.
قال الله الحكيم فى كتابه الكريم:
«كان الناس امة واحدة فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جائتهم البينات بغيا بينهم فهدى الله الذين آمنوا لما اختلفوا فيه من الحق باذنه و الله يهدى من يشاء الى صراط مستقيم» [1]
اختلاف اساسي بين شيعه و سنى
بين شيعه و سنى اختلاف فقط در مسئله ولايت است.
شيعه مي گويد امام بايد معصوم باشد و از جانب خدا منصوب گردد، سنيان مىگويند عصمت از شرائط امام نيست و مردم مىتوانند براى خود امامى را اختيار كنند و از او پيروى نمايند.
بقيه مسائلى كه مورد اختلاف بين اين دو گروه است همه تابع اين مساله بوده و از فروعات اين اصل بشمار ميرود، و روى زمينه اختلافى كه در اين اصل به ميان آمده است در آن فروعات نيز اختلافاتى قهرا پيدا شده است، بطوريكه اگر در اين اصل اختلاف از ميان برخيزد و اين دو فرقه داراى مرام و مذهبى واحد گردند، بقيه فروع نيز خودبخود به پيروى و به تبع اين اصل اختلافات خود را رها نموده و متحد خواهند شد. ما به يارى خدا و استمداد از روح پاكان و اولياى خدا در اين روزها اصل اين مساله را بررسى مىنمائيم و از روى كتاب خدا و نصوص صريحهاى كه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله وارد شده استشرائط امام را بيان ميكنيم بحوله و قوته و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و براى توضيح اين معنى قبل از استدلال به آيه فوق كه در مطلع سخن ذكر شد شاهد و مثالى را از باب مقدمه ذكر ميكنيم.
اگر بخواهیم به شناختی مبتنی بر حقیقت نسبت به شیعه دست پیدا کنیم، پیش از هر چیز لازم و واجب است تا اسلام را نيکو بشناسیم و سپس تشیع را بر اساس آن تعریف نماییم. اسلام، ایمان داشتن به الوهیت، وحدانیت و ربوبیت ذات مقدس خداوند و سپس بر مبنای این اعتقاد، ایمان داشتن به تمامی رسولان تا خاتمشان (پیامبر اسلام، حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم)) و ایمان داشتن به احکام اسلام (که بر آمده از سنت پیامبر است) و ایمان و تصدیق قرآن (کتاب آسمانی مسلمانان) و همچنین عقیده داشتن به معاد، حساب، ثواب و عقاب روز قیامت میباشد و تشیع آنست که بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مصدر دریافت عقاید و معارف و احکام اسلام، اهل بیت آن حضرت هستند. شیعه کسی است که در تمام امور چه با زبان و چه با عمل، مطیع و فرمانبردار معصومین (نبی اکرم و اهل بیت (علیهم السلام)) باشد و به فرمان عقل و فطرت الهی خویش، پا جای پای آنها بگذارد.
چون به قاموس شیعه مینگریم، درمییابیم که در دیدگاه آنها شیعه واقعی کسی است که در همه کارها از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و به دنبال ایشان از امیر المؤمنین، علی (علیه السلام) و سایر ائمه، پیروی نماید که به حق، یک نور واحد و پیروان صدیق پیامبرند و همانند نفس شریف ایشان از هرگونه خطا و اشتباه مصونند.
شیعه در لغت به معنی پیرو میباشد و چون اولین امام و مقتدای شیعیان پس از نبی گرامی اسلام، امیر المؤمنین، علی (علیه السلام) میباشد، لذا این گروه را به آن بزرگوار منتسب مینمایند و در تمامی جهان با نام شیعه علی (علیه السلام) به معنای پیرو علی (علیه السلام)، شیعیان را میشناسند. اما به راستی ریشه این اعتقاد و این طرز تفکر در کجاست و در کدامین صفحه تاریخ، اولین اثر آن به چشم میخورد؟
از لحاظ شریعت از همان اوان ظهور و بعثت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت در مواقف مختلف، از یوم الانذار و دعوت خویشاوندان نزدیک خود به اسلام گرفته تا غدیر و اعلان ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در محل غدیر خم، بارها و بارها مردم را به رجوع به اهل بیت دعوت نمود و ولایت و جانشینی آنها را پس از خود و از جانب خداوند ابلاغ فرمود. حتی بنا بر سخنان اهل تسنن اولین شخصی که واژه شیعه را به کاربرد، شخص رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که در موارد متعدد این کلمه را در مورد پیروان امیر المؤمنین (علیه السلام) استفاده نمود که ذکر چند مورد از آنها مفید فایده است(1):
1- جابر ابن عبدالله انصاری - یار و صحابی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) - گوید: "در خدمت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بودیم که امیر المؤمنین (علیه السلام) وارد شد. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "قسم به کسی که جانم در دست اوست، این فرد و شیعیانش (پیروانش)، در روز قیامت رستگارانند."(2) و (3) سپس آیه 7 سوره بینه نازل شد."
2- ام سلمه - همسر پیامبر - نقل میکند که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "ای علی، تو و اصحابت در بهشتید، تو و شیعیانت در بهشتید."(4) و (5)
حال، انصاف را در مورد افرادی که شیعه و اختصاص آن به پیروان امیر المؤمنین (عليه السلام) را، در زمان عثمان (خلیفه سوم اهل تسنن) میدانند و یا آنرا، ساخته دست ایرانیان میپندارند، قاضی قرار میدهیم. از آنچه که ذکر شد و روایتی منتسب به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمود امت من به 73 فرقه تقسیم میشوند و تنها 1 فرقه بر حقند (این روایت مورد اتفاق فرق اسلامی است)، نتیجه میشود که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش، واقف به اختلاف امت بعد از خویش بوده است و هماره سعی بر آن داشته تا مشخصات صراط مستقیم و راه صحیح و ویژگیهای آن را تبیین نماید تا حقجویان و واقعنگران، حتی اگر قرنها بعد، دیده خود را به روی سیره و سنّت او گشودند، بتوانند متمسک به ریسمانی محکم گردند و بر صراط مستقیم حق قدم گذارند.
عدهای دیگر از کینهتوزان و یا غافلان، تشیع را زاییده اوهام عبدالله بن سبای یهودی میدانند که نه تنها بنابر دلایل ذکر گردیده، انتساب بنیانگذاری تشیع به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و به امر الهی (چرا که طبق نص صریح قرآن، آن حضرت از جانب خود، چیزی نمیگوید)، روشن گردید؛ بلکه در جواب این عده میتوان گفت که اگر به قول شما تشیع دستپرورده این یهودیزاده به اسلام گرویده باشد، پس چرا در این مکتب، از او نه تنها به خوبی یاد نمیشود بلکه در برخی کتب روایی شیعی، او ملعون و مغضوب حق ذکر گردیده و حتی برخی از علمای شیعی جعلی بودن و عدم وجود خارجی او را با براهین قطعی اثبات نمودهاند؟
ما شیعیان همواره و در تمامی مراحل از درگاه خداوند مسألت داریم که حق را فرارویمان قرار دهد و ما را از دام تعصبات کورکورانه محفوظ بدارد و چراغ عقل را روشنیبخشمان نماید.
« و السّلام علی من اتّبع الهدی »
آيه اولي الامر سند حقانیت شیعه
خداوند متعال مي فرمايد: « أطيعوا الله و أطيعوا الرّسول و أولي الأمر منكم » ( نساء/59) خدا و رسول و صاحبان امري كه از ميان خود شما است را اطاعت نماييد.
براي روشن شدن دلالت آيه فوق بر امامت عامّه ، ذكر مقدماتي چند ، ضروري است :
بسم الله الرحمن الرحیم
واقعه غدیر در منابع اهل سنت
پیامبر (ص) همه را به حج دعوت کردند و به حج رفتند بعد از تمام شدن مناسک حج در راه برگشت ایشان (ص) امر به ایستادن در منطقه خم را دادند و کسانی که جلو بودند بازگشتند و کسانی که عقب مانده بودند به ایشان (ص) رسیدند بعد پیامبر خطبه ی بیان فرمودند: ... ای گروه مسلمانان آیا من اولی برشما و امور شما از خود شما نیستم ؟ گفتند آری بخدا قسم . آنگاه فرمود : هرکس من مولای اویم پس علی مولای او خواهد بود خداوندا...
بعد پیامبر دستور داد مسلمانان بیایند و بیعت کنند اولین کسی که بیعت کرد عمر بود .
این خلاصه داستان بود که در تمامی کتب شیعه به این شکل روایت شده است اما در کتب اهل سنت 360 نفر از صحابه ، علما ، تابعین ، تابعین تابعین این قضیه را آورده اند بعنوان نمونه چند نفر را ذکر می کنم :
بعضی از مورخینی که واقعه غدیر خم را در آثار تاریخی خود ثبت کرده اند به شرح زیر می باشد:
1- بلاذری در انساب الاشراف
2- ابن قتیبه در المعارف ودر الامامة و السیاسة
3- طبری در کتابی که در این خصوص نوشته است
4- خطیب بغدادی در تاریخ خود
5- ابن عبدالبر در الاستیعاب
6- شهرستانی در الملل و النحل
7- ابن عساکر درتاریخ شام
8- یاقوت حموی در جلد 18 معجم الادباء ص 84
9- ابن اثیر در اُسد الغابه
10- اب ابی الحدید شرح نهج البلاغه
12- یافعی در مرآت الجنان
13- ابن الشیخ البلوی در الف باء
14- ابن کثیر شامی البدایة والنهایة
15- ابن خلدون در مقدمة تارخ خود
16- شمس الدین ذهبی در تذکرة الحافظ
17- نویری حدود در نهایة الارب فی فنون الاب
18- ابن حجر عسقلانی در الاصابة و در تهذیب التهذیب
19- ابن صباغ مالکی در الفصول المهمة
20- جلال الدین سیوطی درکتب متعدد خود
21-مقریزی در الخطط
22- نور الدین حلبی اخبار الدول
و …
اکنون نام جمله محدثین بزرگ اهل سنت که واقعه غدیر خم را حدیث نموده اند:
1- پیشوای مذهب شافعی که ابن الاثیر ار او در النهایه آورده است 2- پیشوای حنبلیها در مسند و مناقب
3- ابن ماجه در سنن 4- ترمذی در صحیح خود
5- نسائی در خصائص 6- ابو یعلی موصلی در مسند خود
7- بغوی در مصابیح السنة 8- طحاوی در مشکل الآثار
9- دولابی در الکنی و الآسماء 10- حاکم در مستدرک
و…
فکر می کنم تا این جا برای اثبات قضیه مذکور کافی می باشد . الان خود بگو آن قضیه مجهولی که روایت کردی صحیح است یا این قضیه که بزرگان خودتان آن را ذکر کرده اند بجای گوش دادن به حرفهای آقای طباطبایی در تهران سخن این بزرگان را گوش بده . به هر حال اگر نام تمامی این 360 نفر را می خواهی می توانی به جلد 1 کتاب شریف الغدیر مراجعه کنی .
برای حسن ختام این بحث روایتی برایت ذکر می کنم :پیامبر فرمود : اگر علی را با امیری و فرمانروایی خود برگزینید و حال آنکه نمی بینم چنین کنید ، اورا خواهید یافت دانا و بینا که شما را در راه راست وا می دارد ( موجود است در مسند احمد بن حنبل در ج1 ص 109؛ و خطیب بغدادی در جلد 1 از تاریخ خود ص 47 اما با کمی تحریف؛حلیة الاولیاء ص 64 ؛کنز العمال ج 6 ص 160؛ الکفایة ص 67؛)
http://www.al-shia.com/html/far/books/tarikh-bozorg/shia/fehrest.htm
شناخت اجمالی شیعه
مختار اصلانی
شناخت اجمالی شیعه
معنی شیعه:
كلمه «شیعه» در عربی به معنی پیروان و یاران میباشد.(1)و در اصطلاح به قول شهرستانی «شیعه كسانی هستند كه تنها علی ـ علیه السلام ـ را پیروی كرده و معتقد به امامت و خلافت او از طریق نص هستند و میگویند امامت از او خارج نمیشود مگر با ظلم»(2) در قرآن نیز در موارد متعددی شیعه به معنای پیروان و یاران آمده است و در روایات نبوی لفظ شیعه به معنای پیروان و دوستان علی ـ علیه السلام ـ آمده است و شیعه در منابع شیعی بیش از یك معنا و مفهوم ندارد و آن عبارت از كسی است كه اعتقاد به جانشینی علی ـ علیه السلام ـ و یازده فرزندش د اشته باشد.
آغاز تشیع:
اظهار نظرهای متفاوتی درباره شروع تشیع شده است اما حقیقت تشیع كه همان دوستی و متابعت و مقدم دانستن علی ـ علیه السلام ـ است به زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ مربوط میشود، از این رو با توجه به نظریات چندی كه در مورد آغاز تشیع شده، میتوان گفت كه ایام سقیفه، اواخر خلافت عثمان، جنگ جمل، واقعه كربلا مقاطعی هستند كه حوادثی در آنها واقع شده كه بر تاریخ تشیع تأثیر گذاشتند ولی نام شیعه پیش از همه توسط رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ در احادیث متعددی بر دوستداران علی ـ علیه السلام ـ اطلاق شده است كه همه این احادیث مورد قبول اهل سنت نیز میباشد.(3)
بعد از خلافت علی ـ علیه السلام ـ با گسترش تشیع، علاوه بر نام شیعه به تدریج عناوین دیگری چون علوی، امامی،اثنا عشری، جعفری و رافضی بر دوستداران خاندان رسالت اطلاق شد كه بعضی از این القاب را مخالفان به شیعیان دادند مثل عنوان رافضی یا ترابی از القابی بوده كه برای طعنه و تحقیر به شیعیان داده شده است.(4)
همانطور كه اشاره شد نخستین كسی كه به پیروان امام علی ـ علیه السلام ـ شیعه گفت حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ بود و برخی از اصحاب پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در آن زمان به شیعه علی ـ علیه السلام ـ معروف بودند افرادی مانند:
سلمان فارسی، ابوذر غفاری،عمار یاسر، ابو ایوب انصاری و همه بنی هاشم و بنی مطلب و ... به دوستداری علی ـ علیه السلام ـ معروف بودند.(5)
جریان سقیفه و شیعه:
علی رغم رویداد غدیر و تلاش های پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ برای وصایت حضرت علی ـ علیه السلام ـ بعد از رحلت آن حضرت اجتماع سقیفه وقوع یافت و فرمان خدا بر زمین ماند و خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ خانه نشین شدند. قریش بخاطر خوی ریاست طلبی و حسادت و دشمنی با شخص علی ـ علیه السلام ـ حق آن حضرت را پایمال كردند و آن حضرت هم بخاطر مصالح مسلمین همچون عدم تفرقه میان مسلمانان، خطر مرتدان و حفظ عترت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و ... از حق خود چشم پوشید و بدین ترتیب خلافت و وصایت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از مسیر حقیقی و واقعی خود خارج شد و تنها شیعه به عنوان گروهی ویژه با جهت گیری سیاسی خاصی بطور انفرادی و دسته جمعی از حقانیت علی ـ علیه السلام ـ دفاع كردند و طی 25 سال همواره، علی ـ علیه السلام ـ را به عنوان خلیفه بر حق بر مردم معرفی میكردند.
شیعه در عصر خلفاء:
شیعه در عصر خلفا (ابوبكر، عمر، عثمان) به جز روزهای اول پس از سقیفه، با فشار چندانی رو به رو نبود و علی ـ علیه السلام ـ دورادور و به صورت غیر رسمی با خلفای وقت همكاری نظامی و سیاسی درحد حفظ مصالح عالی اسلام داشت(6)و تعدادی از بزرگان شیعیان صحابه نیز با موافقت امام ـ علیه السلام ـ مناصب نظامی و سیاسی را قبول میكردند.(7)
بعد از قتل عثمان و خلافت امام علی ـ علیه السلام ـ پیروان و یاران آن حضرت آشكارا تشیع خود را اعلام و به آن تظاهر كردند اما بعد از شهادت آن حضرت عصر بنی امیه دشوارترین زمان برای شیعیان بود كه از سال 40 هجری شروع میشود و تا سال 132 هجری ادامه مییابد. همه خلفای اموی دشمن سرسخت شیعه بودند و ابن ابی الحدید دانشمند سنی مذهب مینویسد «شیعیان در هر جا كه بودند به قتل میرسیدند، بنی امیه دست ها و پاهای اشخاص را به احتمال این كه از شیعیان هستند میبریدند و دوستداران خاندان پیامبر را زندانی و اموالشان را به غارت و خانه شان را ویران میكردند.».(8)
شیعه در عصر اموی و عباسی:
با وجود همه اختناق ها و ظلم هایی كه در عصر امویان بر شیعیان وارد شد، گسترش تشیع متوقف نشد. زیرا مظلومیت خاندان پیامبر، موجب تمایل قلوب مردم به سوی آنان میشد، مخصوصاً حسنین ـ علیهما السلام ـ در میان مردم و صحابه از احترام خاص برخوردار بودند. پس از شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ شیعیان به جهت از دست دادن مهمترین تكیه گاه خود از هرگونه حركت مسلحانه در مقابل دشمن ناامید شدند اما این قیام خونین كاخ امویان را واژگون كرد و مشروعیت حكومت امویان را در افكار عمومی از بین برد.
با شروع دعوت عباسیان از سال 111 هجری موانع گسترش تشیع در مناطق مختلف قلمرو اسلامی تضعیف گردیده و باعث كاسته شدن اختناق از سوی امویان بر علیه شیعه شد و لذا شیعیان در این برهه از زمان از امنیت نسبی برخوردار بودند و امامان شیعه در این مدت كوتاه مبانی فقهی و كلامی شیعه را پایه گذاری كردند و تشیع وارد مرحله جدیدی شد. در این عصر شیعیان در شرق و غرب سرزمین های پهناور اسلامی پراكنده بودند و در قرن چهارم به اوج رشد و توسعه خود رسیدند و دولت های شیعی زیدی و اسماعیلی آل بویه و حمدانیان دراین زمان تشكل پیدا كردهاند.
گستره جغرافیایی تشیع:
همزمان با گسترش فكری و عقیدتی، شیعه از نظر جغرافیایی هم گسترش یافت و بطور قطع خاستگاه اولیه تشیع مدینه بوده است و نخستین شیعیان از میان اصحاب پیامبر در همین شهر میزیستند. در دو قرن اول و دوم هجری شیعیان در نقاط زیادی از سرزمین اسلامی میزیستند و همه جا پراكنده شده بودند ولی تراكم و تجمع شیعیان در مناطق معدودی بود كه در قرن اول هجری عبارت بود از مدینه، یمن، كوفه، بصره، مدائن و جبل عامل. در قرن دوم علاوه براین مناطق سرزمین هایی چون قم، خراسان، طبرستان، بغداد و آفریقا نیز از مناطق تجمع شیعیان بود.
فِرَق شیعه:
مهمترین فرقه های شیعه در دو قرن اول و دوم هجری انشعاب یافتند و بعد از پایان یافتن قرن دوم انشعاب قابل ملاحظه ای در شیعه رخ نداده است. اكثر فرقه هایی كه نام آنها در كتاب های ملل و نحل آمده به سختی میشود نام فرقه بر آنان اطلاق كرد بلكه گروه هایی بودند كه با مرگ رهبرانشان منقرض میشدند؛ اما فرقه هایی كه در صحنه های سیاسی - اجتماعی نمود داشتند عبارتند از كیسانیه، زیدیه و اسماعیلیه كه این فرقه های به معنای واقعی كلمه شیعه راستین علی ـ علیه السّلام ـ نمیتوانستند باشند.
پی نوشتها :
1 - فیروز آبادی، قاموس اللغة، چاپ سنگی، صفحه332.
2 - شهرستانی، الملل و النحل، منشورات الشریف الرضی ، قم، ج1، صفحه 131؛ محرمی، تاریخ تشیع، صفحه 20.
3 - اخطب خوارزم، المناقب، المكتبة الحیدریه، نجف، صفحه 210.
4 - بلاذری، انساب الاشراف، موسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ج2، صفحه 423.
5 - ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج20، صفحه 221.
6 - یعقوبی، تاریخ یعقوبی، منشورات شریف رضی، ج2، صفحه 133.
7 - همان، صفحه 151.
8 - ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، دار احیاء الكتب العربیة، ج1، صفحه 43.
منبع : مركز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه